خرید بک لینک
از چه چيز ناراحتي؟عمر اين سفر کوتاه ستهر چقدر جايت تنگخلق مسافرهاي ديگر تنگاوقات راننده تلخخوش باشعمر اين سفر کوتاه ستاز منظره هاي اطراف جاده لذت ببر در دنيا لقمه ناني داريکاسه ي آبيسقفي کاه گليسلطان بي تاج و تختي خداوند روزي که تقسيم مي کردنوبت به تو رسيدفرشته ها گفتند صبر کنگفتي چشمتا آخرين نفر گوشه اي نشستيراهت را گرفتي و رفتيفرشته ها گفتندبه هيچ قناعت کرددل خدا خوش شدفرمودگوشه اي از بهشت رابه نامش بنويسيد 

برچسب: از چه چیزی می ترسید,دخترا از چه چيزي خوششون مياد,مردان از چه چيزي لذت ميبرند, نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 2:16

درددلي ساده در شبي نورانيامشب شب مبارکي است. براي مسلمانان اعم از شيعه و سني سرآغاز بعثت پيامبر گرامي اسلام است، که با نبوت خود انسان ها را از گمراهي و ضلالت نجات داد و به سمت جهاني بهتر هدايت نمود. شايد پيامبر اسلام دين خود را پيش از همه و بيش از همه براي فقرا و مستضعفين آوردند. در قرآن صدها آيه و نشانه وجود دارد که ايشان از وضعيت فلاکت بار طبقات فرودست جامعه، مانند زنان و بردگان و نيازمندان و غريبان و تنهايان و يتيمان ابراز تاسف و نگراني مي کنند. توجهات ايشان بيشتر به همين مردم فقير بيچاره اطراف خودشان بود نه ثروت اندوزان و اشراف و مسرفين و سرمايه داران...اين تقسيم بندي در جهان بيني اسلام از مسلمات است و جاي بحث ندارد...اما حالا صدا و سيماي جمهوري اسلامي دقيقا در جهت عکس محتوا و هدف دين مبين اسلام گام برمي دارد. يعني شما از سر شب که اين رسانه به اصطلاح اسلامي را نگاه مي کنيد ميبيني که خانه هاي چند ميلياردي، اتومبيل هاي آخرين مدل خارجي چند صد ميليوني سفرهاي رنگين و از اين قبيل را نشان خلق بيچاره خدا مي دهد. در يک صحنه سريال شبکه سه اخيرا ديدم دوربين چند دقيقه روي مبلمان هاي

برچسب: نحوه دانلود از ویکی صدا,صدا از واژن,از ویکی صدا, نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 2:16

براي مستضعفين روي زمين تقريبا همه شب ها يلداست


شايد يکي دو شب باشد که يلدا نباشد...


مثلا ميلاد پر برکت مولاي متقيان اميرالموئمنين علي (ع)


که اميدوارم درد و بلايش بخورد توي سر همه دست و پا چلفتي هايي که داعيه اجراي عدالت را داشتند


ولي حتي عرضه نداشتند جلو دزدي نزديکترين کسانشان را بگيرند


اما شب يلداي مستضفين هر شب است


انار نمي خورند به جاي آن خون دل مي خورند


هندوانه هم که ديگر نپرس شايد پوستشان زير شلاق روزگار مثل پوست هندوانه شده باشد


 

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 2:16

روزي و روزگاري بود. في الجمله بد روزگاري بود. حال مردم زار و نزار. راه که مي رفتند در کوچه و پس کوچه ها خون قي مي کردند يک مرتبه. طاعون بود خدا ،مرگ احمر بود، مرگ اصفر بود والله اعلم. گشنگي بيخ گلوي مردم را فشرده بود. مردم سنگ به شکم هاي خودشان و بچه هايشان بسته بودند. تشنگي تا حد خشکي خون در رگ هايشان رسيده بود. روزشان سياه بود و روزگارشان سياه تر. ترس اسخوان هايشان را زرد کرده بود.در اين مصيبت عظمي بود که شارلاتاني از راه رسيد. نه اينکه من بگويم شارلاتان بود يا ديگران بگويند يا دشمن داشته باشد. نه...خودش مي گفت من شارلاتانم. قيافه اش داد مي زد. يک شالي روي کولش انداخته بود سياه مثل شب. ريش دو شاخه تيزي گذاشته بود که يک شاخه را به رنگ سرخ حنا کرده بود و يکي را به رنگ سفيد. هيبتي داشت عجيب. قدي بلند و عصايي گرز مانند و نتراشيده که مي گفتند از چوب درخت شيطان بريده است. با اين هيبت عجيب و عظيم شارلاتان وارد شهر خراب و زندگي مردم بد حال شد که مدام در کوچه پس کوچه ها خون قي مي کردند و اسخوان هايشان از ترس و درد و گشنگي زرد شده بود.مرد براي بزرگ هاي ترسو شارلاتان بود براي بچه هاي ترسيد

برچسب: قصة وعبرة,قصة واقعية,قصه وقصيده, نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 2:16

دلم مي خواست مي توانستم اين قسمت از تاريخ ايران را به خوبي روايت کنم. به هر حال يکي از کتاب هاي مربوط به تاريخ دوره قاجار را مي خواندم. بعد از شرحي مفصل و ده پانزده صفحه اي درباره جنگ هاي ايران و روس و بيان رشادت هاي ايرانيان از جمله شاهزاده عباس ميرزا و حتي خود فتحعليشاه که شخصا در اين نبردها در قفقاز حضور داشته است نهايتا سپاه ايران شکست را پذيرفت و قرارداد معروف گلستان بين دو کشور ايران و روس منعقد شد. البته همه مي دانند بر اساس اين قرارداد تقريبا تمام قفقاز شامل دو  سرزمين گرجستان و داغستان و شهرهاي بسياري در شمال غرب ايران از ايران جدا شد و به خاک روسيه ملحق شد. تا اينجا البته ماجرا غم انگيز است.اما جنبه غم انگيزتر نحوه واگذاري امتياز ديگري به روسيه است و آن تعهد ايران مبني بر اينکه در درياي خزر نيروي دريايي نداشته باشد. مي گويند در اينجا طرفين مذاکره کننده و البته با حضور ميانجي انگليسي سرگوراوزلي سفير انگلستان جر و بحث ها بالا گرفت و البته مذاکره به موضوع حساسي رسيده بود و به اصطلاح مذاکرات داشت به بن بست مي رسيد که ناگهان حاجي ميرزا آقاسي در جمع فرياد برآوردما از

برچسب: ما آبستن امید فراوان بوده ایم,ما آبانیا,ما آبانی ها, نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت: 2:15

صفحه بندی